
همچون ملکه باش ... چارلز دانشجوی انگلیسی با طعنه به دوست و همکلاسی ایرانی اش همایون می گه : چرا خانوماتون نمی تونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن!؟؟ یعنی مردای ایرانی اینقدر کارنامه خرابی دارن و خودشونو نمی تونن کنترل کنن؟!! همایون لبخندی می زنه و می گه: ملکه انگلستان می تونه با هر مردی دست بده؟ و هر مردی می تونه ملکه انگلستان رو لمس کنه؟! جارلز با عصبانیت می گه : نه ! مگه ملکه فرد عادیه؟!! فقط افراد خاصی می تونن با ایشون دست بدن و در رابطه باشن!!! همایون هم بی درنگ می گه : خانوم های ایرانی همشون ملکه هستن. 17 فروردین 1392 آرامش بهاری ص 17...
ادامه مطلب
تنها بازمانده يك كشتي غرق شده در جزيره اي كوچك و غير مسكوني، خود را در آب دريا مي شست. او از ته دل دعا مي كرد تا خدا او را نجات دهد و هر روز به افق دور دست خيره مي شد تا ببيند كمكي مي رسد يا نه، اما از كمك خبري نبود. او كه خسته و درمانده شده بود،بالاخره توانست با چوبهاي شناور آلونكي كوچك براي خود درست كند. اما يك روز كه پس از جستجوي خوراك به كلبه اش برگشت، متوجه شد كلبه آتش گرفته است. دود آن به آسمان مي رفت. مصيبتي برايش رخ داده بود. همه وسايلش از بين رفت. از شدت غصه و ناراحتي دلش به درد آمد. او گريه كنان گفت: «خدايا، چرا اين بلا را سر من آوردي؟»به هر حال، فردا صبح زود از صداي بوق يك كشتي كه به جزيره نزديك مي شد، از خواب بيدار شد. كشتي به نجات او آمده بود. مرد خسته ...
ادامه مطلب